یه وقتایی فکر می کنم برم یه کم عقب تر وایستم، بعد یهو بپرم جلو و بگم:«من فرهادم! نشناختین؟ دیوونه هه دیگه!» باید دورخیز کنم، بعد بپرم… اون وقت حکایت ِ همیشه بودن، چی می شه؟ این «می ارزید»ی که می گی، فرهاد، انقدر روو هواست! چه قدرش دست تو بود مگه؟…ولی هرجوری می شد شاید می ارزید. آخرش دکترای گلی شناسی که می گرفتی…
تو جانی... منم با سازم میام
ReplyDeletehttps://soundcloud.com/moein-mojtahedin-yazdi/f94bpcsewra8
مینا همچین چیزی هم واسمون می زنی؟هاه! تو بیا فقط، خودت سازی:*
Delete