۱. اعصاب خوردی رو اغلب فقط کار بدنی آروم می کنه. کار بدنی ای که به خاطر تکرار زیاد، اون قدری مسلط شده باشی، که دست کم واسه ی یه بار بشه بدون هیچ خلاقیت و فکری انجامش داد. کار بدنی ای که تا حد ممکن به طور مستقیم به هیچ موجود زنده ای مربوط نباشه.
۲. این سن و سال و نیازهای همه جانبه به نظم و مدیریت زندگی خویشتن، داره به این حس می رسوندم که بی مسئولیت ام و پی راهی برای فرار.
۳. هنوز معیارهام واسه سنجش درست و نادرست توو هرکاری زیادی گل و گشادن و غیر دقیق.
۴. جاه طلبی و نیز خفانت توو هرکاری که انجامش می دی. یعنی تر و تمیز انجام دادن که با این سیستم های تعریف شده از بیرون، معنی «تر و تمیز» گاهی گم می شه. معلوم نیست تا کجا باید مایه بذاری و از کجا به بعد حماقته و با چه سطح توانایی ای حق داری اون مسئولیت رو بپذیری و…؟
این ها تقابل شوق و تنبلی اند یا تقابل فکر و بی فکری؟
یا تقابل تعطیلی و فکر آزاد منتقد؟ حرف بزنیم به زودی...
ReplyDeleteخوشحال میشم با هم تبادل لینک داشته باشیم ...خبر از شما :)
ReplyDelete