Friday, May 13, 2016

خوشا دلی که مدام از پیِ نظر نرود … به هر درش که بخوانند، بی خبر نرود

یه ترکیبی از این که :

من فقط یه نفرم
و
 فقط یه بار زندگی می کنم (این خودش توو خودش درگیری داره: هم اون ولعه، هم محدود بودن زمان، که این جا، جای صبر کردن و ساختنه یا عبور کردن و نو شدن…مرز بین شکیبایی و غنیمت شمردنِ لحظه )



ینی هرقدرم که زور بزنی واسه تجربه های فراوون، بازم تو یه نفری و همه چیز توو یه نفر نمی گنجه، باید یه همگونی و هماهنگی باشه بین بخش های مختلفت…دست کم با روند درستی تغییر کنی که این زمان بره
هم زمان با ولع تجربه و دیدهای گوناگون و …


No comments:

Post a Comment