زندگی به مثابه ی تجربه
به مثابه ی جنگ مداوم برای باقی ماندن
ثبت روند تفکر
ثبت احوالات حسی
زندگی به مثابه ی تجربه ی لذت
لذت های گوناگون
ساختن موجودی که توان تجربه ی لذت های بیش تری را دارد
جنگیدن برای باقی ماندن در لذت
تلخی جنگ
عبور
زندگی به مثابه ی ادراک
جست و جو
شک
یقین
مشاهده ی تشابهات و فرق ها
میل به تصاحب
میل به رهایی
جنگ
جدایی از همه و در عین حال یگانگی با همه
زندگی در مرزها
مرز ماندن و رفتن
مرز تکرار و استمرار
مرز نگه داشتن و عبور کردن برای تجربه های بعدی
مرز شک و یقین
مرز حفظ آدم ها و رهایی
مرز جدایی و پیوستگی
به مثابه تو :*
ReplyDeleteبه مثابه تو :*
ReplyDelete!چه قشنگ بود نوشین
ReplyDelete