Monday, January 9, 2017

ذره ای شوق نیست. در کنارش نومیدی و خسران فراوون هست. به درک.

2 comments:

  1. azizam >:(< mifahmamet :**
    shaiad shogh be zaman o makane monaseb niaz dare...alan donbalesh nagard. <3
    in niz migozare jana...

    ReplyDelete
  2. هر روز توی ایستگاه مترو به خودکشی فکر می‌کنم. "

    و متاسفانه فقط فکر می‌کنم.

    این را پنج سال پیش نوشته‌ بودم و امروز دوباره خواندمش. شرحی ندارم برایش بنویسم جز این‌که دلم می‌خواهد خود پنج سال پیشم را بغل کنم و بگویم درست‌ترش این بود که حتی فکر هم نکنی، اما خب، مومن باش و صبور، و دوام بیاور. تو را به خدا دوام بیاور. "

    ReplyDelete