دلم سخت می خواد برم یه دامنه ی کوهی، دشتی،… یه ماه دست کم دور از هر آدمی زندگی کنم. تنها و توی صدای طبیعت فقط، نه صدای هیچ آدمی و ماشینی و … دلم می خواد یه ماه ناچار نباشم حتی یک کلمه حرف بزنم و یا هیچ آدمی رو ببینم یا درباره ی هیچ رفتاریم با آدما فکر کنم…حتی در حد ارتباط با فروشنده ی یه سوپرمارکت. باید سیم میمای توو مغزم رو دو دستی نگه دارم تا اون روزی که میسر شه.
طاقت بیار رفیق. برو یه کتابخونه ی خلوت صبح تا شب و کارایی که باید این مدت بکنی رو بکن. یا که حداقل دو سه روزو برو اینطوری زندگی کن تا رها شی از فکرش. کاش که کلت بخنده همش :*
ReplyDeleteشاید علتش مربوط نباشه اما اتفاقا من هم چند سالیه که این جمله ی مسخره که "از اینجا برو" همیشه تو ذهنم تکرار می شه، در نهایت گوشیم رو خاموش می کنم و ...ارتباطم رو با همه قطع می کنم و... کمی بهتر می شه، اما حل نمی شه...
ReplyDelete